ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
172
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
ونبش قبر دست زدن ، خوددارى كردن از بخشش با وجود توانگرى ، روى خوش نشان دادن به پست فطرتان ، واز دشمن ملامت شنيدن را گوشزد مىكند . براي از ميان بردن خجالت ضدّ أمور فوق را بيان مىكند . براي ايجاد علاقة وهمّت به خرج دادن يا وسايلى كه شخص را به همّت وا مىدارد مطالبى بيان مىدارد مانند به عذاب مهلك گرفتار شدن ، به دردهاى بىدرمان مبتلا گرديدن ، پير شدن ، بيمار وفقير وبدبخت وتنها شدن . نشانههاى اهتمام ورزيدن در بارهء كسى مانند فداكارى براي أو ، منّت نكردن در مقابل احسان به أو ، پوشاندن عيبها ، دفاع در غياب ووفادار ماندن به أو مىباشد . يا براي ضدّ اهتمام كه حسد بردن نسبت به أو است ، يعنى خود را سزاوارتر دانستن به خير نسبت به أو ، يا دوست داشتن خير براي دشمن أو ، يا براي بر سر غيرت آوردن مستمعان مانند توهّم به اين كه كسى كه در حق سهمى نداشته به آن رسيده وكسى كه صاحب حق بوده از آن محروم مانده است . يا براي سپاس نعمت بدين گونه كه خطيب : نعمت دهنده صرفا براي خاطر بهره رساندن نعمت بخشيده ونه به خاطر پاداش گرفتن ويا بگويد : درست به هنگام حاجت نعمت بخشيد ، يا در وقت سختى زندگى به أو نعمت داد ، يا چنان نعمتي داد كه تاكنون كسى نداده است . براي تحريك كردن ديگران به بخشش مىگويد : أو سزاوارتر از هر شخصي به بخشيدن است ، يا مىگويد أو نعمت را به قصد شهرت نبخشيد ، يا مىگويد أو نعمت را در خفا بخشيد وپنهان كرد ، يا براي ناسپاسى وكوچك شمردن نعمت مىتواند بگويد : از بخشش غرضى داشتى ، نعمت را كامل نكردى وبه اندازهء واجب ادا نكردى ، به قصد بخشش انجام ندادى بلكه به خاطر ضرورت يا انفاق ظاهري يا طمعى كه از مردم داشتى بخشيدى ، همهء اين جملات كفران نعمت است . يا خطيب براي جرأت دادن سخنانى را مىگويد مانند ناپسندى از تو دور است ، يا ناپسندى در تو وجود ندارد ، دلاوران در نزد تو قدرى